به روز شده در: ۳۱ شهريور ۱۴۰۵ - ۱۶:۱۲
کد خبر: ۷۶۷۴۳۸
تاریخ انتشار: ۱۳:۵۴ - ۳۱ شهريور ۱۴۰۵

حقوق بازنشستگان با چه معیار‌هایی پرداخت می‌شود؟

روزنو :او درباره شرایط سال جاری نیز می‌گوید: در کنار جنگ، مجموعه‌ای از عوامل بر زندگی مردم فشار وارد کرده است؛ از افزایش نرخ ارز و تغییرات سیاست‌های ارزی گرفته تا رشد قیمت کالا‌های اساسی و هزینه‌های مسکن و درمان. نتیجه نهایی این تحولات را باید در سفره خانوار دید. وقتی اجاره خانه، مواد غذایی، دارو و سایر هزینه‌ها افزایش پیدا می‌کند، افزایش حقوق به‌تنهایی کارساز نیست. اوضاع به قدری اسفبار است که خانواده‌ها گاهی حتی از حیاتی‌ترین نیاز خود هم می‌گذرند؛ من خانواده‌ای می‌شناسم که بعد از بیماری عزیزش برای او آرزوی مرگ کرد، چون هزینه‌ی درمان را نمی‌توانست فراهم کند!

حقوق بازنشستگان با چه معیار‌هایی پرداخت می‌شود؟

در سال ۱۴۰۵ نیز اگرچه حداقل دستمزد کارگران افزایش ۶۰درصدی داشته، اما همزمان رشد هزینه‌های زندگی موجب شده بخش قابل توجهی از این افزایش صرف جبران افزایش قیمت کالا‌ها و خدمات شود.

به گزارش روز نو در این شرایط اوضاع معیشتی کارگران نسبت به سال‌های قبل نه تنها ثابت نمانده بلکه بدتر هم شده است. در چنین شرایطی، فاصله میان درآمد و هزینه، برای گروه‌هایی مانند کارگران روزمزد، بازنشستگان و خانوار‌های فاقد درآمد ثابت، محسوس‌تر است.

سفره حقوق‌بگیران هر روز کوچک‌تر می‌شود

عبدالله بلواسی، فعال کارگری، در توصیف شرایط موجود معتقد است مشکلات امروز معیشتی را نمی‌توان صرفاً به تحولات چند ماه اخیر نسبت داد. او می‌گوید: چندین سال است که در این کشور سفره‌های مردم، به‌خصوص حقوق‌بگیران، هر روز خالی‌تر از روز قبل شده و متاسفانه وضعیت ما رو به زوال است.

بلواسی تأکید می‌کند: کاهش قدرت خرید، یک اتفاق مقطعی نیست و در طول سال‌های گذشته به تدریج انباشته شده است. اینها نتیجه‌ی سال‌ها بی‌توجهی به منافع مردم است. جنگ نیز ایران را در وضعیتی به مراتب بدتر و در محاصره اقتصادی قرار داد. چنین بحرانی را فرزندان مسئولین اصلا نمی‌بینند، آنها گاهاً در همان کشور‌هایی که پدرانشان آنها را دشمن می‌نامند به راحتی زندگی می‌کنند و چیزی از فلاکت نمی‌دانند!

بلواسی ادامه می‌دهد: در ایران حتی افزایش حقوق هم نمی‌تواند اوضاع حقوق بگیران را ثابت نگه دارد. زمانی که افزایش حقوق اعلام می‌شود، آنچه برای کارگر و بازنشسته اهمیت دارد میزان پولی نیست که روی فیش حقوقی درج شده، بلکه قدرت خرید واقعی آن در برابر هزینه‌های زندگی است.

افزایش حقوق در برابر موج گرانی‌ها

او درباره شرایط سال جاری نیز می‌گوید: در کنار جنگ، مجموعه‌ای از عوامل بر زندگی مردم فشار وارد کرده است؛ از افزایش نرخ ارز و تغییرات سیاست‌های ارزی گرفته تا رشد قیمت کالا‌های اساسی و هزینه‌های مسکن و درمان. نتیجه نهایی این تحولات را باید در سفره خانوار دید. وقتی اجاره خانه، مواد غذایی، دارو و سایر هزینه‌ها افزایش پیدا می‌کند، افزایش حقوق به‌تنهایی کارساز نیست. اوضاع به قدری اسفبار است که خانواده‌ها گاهی حتی از حیاتی‌ترین نیاز خود هم می‌گذرند؛ من خانواده‌ای می‌شناسم که بعد از بیماری عزیزش برای او آرزوی مرگ کرد، چون هزینه‌ی درمان را نمی‌توانست فراهم کند!

به گفته‌ی او، مردم در وضعیت بدی گرفتار هستند. از ابتدای سال جاری مردم فقیرتر شده‌اند جوری که تهیه نان شب هم برایشان دشوار است. یکی از روشن‌ترین نمونه‌های این فشار را می‌توان در وضعیت بازنشستگان مشاهده کرد. کسانی که پس از چند دهه کار و پرداخت حق بیمه، انتظار دارند دوران بازنشستگی را با آرامش بیشتری سپری کنند، در مواردی ناچارند دوباره وارد بازار کار شوند.

حقوق ۲۲ میلیونی و اجاره ۲۵ میلیونی؛ روایتی از زندگی یک بازنشسته

بلواسی در توصیف این وضعیت به نمونه‌های منطقه خود اشاره می‌کند و می‌گوید: فردی را می‌شناسم که با حقوق بازنشستگی حدود ۲۲ میلیون تومان، خانه‌ای را ماهانه ۲۵ میلیون تومان اجاره کرده و علاوه بر آن، چند میلیون تومان نیز ودیعه پرداخته است. چنین نمونه‌ای نشان می‌دهد که مسئله مسکن چگونه می‌تواند بخش بزرگی از درآمد یک خانوار را پیش از رسیدن به سایر هزینه‌های ضروری زندگی مصرف کند. در چنین شرایطی، هزینه خوراک، درمان، دارو، قبوض و رفت‌وآمد باید از درآمدِ دیگری تأمین شود که همین بازنشسته را وادار به روی‌آوردن به شغل دیگری می‌کند.

وی ادامه می‌دهد: فشار اقتصادی بر بازنشستگان تنها به مسکن محدود نمی‌شود. افزایش سن معمولاً با افزایش نیاز به مراقبت‌های پزشکی و مصرف دارو همراه است و همین مسئله، هزینه درمان را به یکی از دغدغه‌های جدی این گروه تبدیل کرده است.

بازنشستگان پس از ۳۰ سال کار، دوباره روزمزد می‌شوند

بلواسی می‌گوید: پس از ۳۰ سال کار، زمانی که فرد به سن بازنشستگی می‌رسد، به‌جای آنکه بتواند در کنار خانواده خود زندگی آرامی داشته باشد، در مواردی ناچار است برای تأمین مخارج روزانه دوباره به کار روی بیاورد.

او از بازنشستگانی سخن می‌گوید که در مناطق کارگری و در فصل‌های مختلف سال، برای پیدا کردن کار روزمزد در خیابان‌ها حاضر می‌شوند یا در مزارع به انجام کار‌های فصلی می‌پردازند.

به گفته‌ی بلواسی، برخی از این افراد در فصل کشاورزی به کار‌هایی مانند جمع‌آوری علف هرز یا برداشت محصول مشغول می‌شوند و بابت یک روز کار، حدود ۳۰۰ تا ۵۰۰ هزار تومان دریافت می‌کنند. این در حالی است که بسیاری از این افراد دهه‌ها سابقه کار دارند و حالا به دلیل ناکافی بودن درآمد بازنشستگی، مجبور به ادامه کار هستند تا بیش از این شرمنده خانواده خود نشوند!

بلواسی می‌گوید: مردم به فلاکت افتاده‌اند! بحران معیشت را نمی‌توان صرفاً با افزایش دستمزد حل کرد. هیچ چیز جلودار گرانی نیست و انگار حاکمیت نمی‌تواند این گرانی را کنترل کند. معیشت مردم به بحران جدی دچار شده است.

این فعال کارگری، در بخش دیگری از صحبتهایش به وضعیت کسانی اشاره می‌کند که اساساً از درآمد ثابت برخوردار نیستند. به گفته او، شرایط این گروه از حقوق‌بگیران دشوارتر است؛ زیرا کارگر روزمزد، کارگر ساختمانی یا فردی که شغل موقت و بی‌ثبات دارد، در صورت کاهش فعالیت اقتصادی و رکود، ممکن است حتی همان درآمد محدود خود را نیز از دست بدهد.

ظرفیت‌ها زیاد است، اما کاری برای مردم نمی‌کنند

او در خصوص بی‌توجهی مسئولان به وضعیت مردم می‌گوید: شهری مانند مریوان، به دلیل ویژگی‌های اقتصادی و جغرافیایی منطقه، ظرفیت‌هایی در حوزه گردشگری، کشاورزی، تجارت و فعالیت‌های مرزی دارد که در صورت استفاده مناسب می‌تواند به ایجاد اشتغال کمک کند، اما بخش‌هایی از نیروی کار همچنان با نبود شغل پایدار مواجه‌اند. مثلا اگر فقط بخشی از درآمد مرز باشماخ را خرج مردم منطقه کنند مردم بیکار نمی‌مانند، اما متاسفانه توجهی نمی‌شود.

بلواسی می‌گوید: در شرایطی که ساخت‌وساز رونق کافی ندارد و فرصت‌های شغلی محدود است، برخی کارگران برای پیدا کردن کار ناچار می‌شوند به عراق یا کشور‌های دیگر بروند. این مهاجرت کاری تنها یک مسئله اقتصادی نیست و می‌تواند بر زندگی خانوادگی نیز اثر بگذارد؛ زیرا کارگری که برای کسب درآمد مدتی از خانه و خانواده دور می‌شود، عملاً بخشی از زندگی خانوادگی خود را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد. حتی ممکن است خانواده‌ی خود را از دست بدهد.

او تاکید می‌کند: وجود ظرفیت‌های اقتصادی در منطقه زمانی معنا پیدا می‌کند که این ظرفیت‌ها بتوانند به اشتغال و درآمد پایدار برای مردم محلی تبدیل شوند که متاسفانه چنین چیزی نمی‌بینیم.

فشار اقتصادی محدود به یک طبقه یا گروه خاص نیست

این فعال کارگری می‌گوید: فشار اقتصادی مستمر باعث شده بخشی از مردم دیگر نتوانند برای آینده خود برنامه‌ریزی کنند. خانواری که نمی‌داند ماه آینده مواد غذایی یا هزینه درمان تا چه اندازه افزایش خواهد یافت، با دشواری بیشتری می‌تواند درباره آینده تصمیم بگیرد.

بلواسی شرایط امروز را به وضعیتی تشبیه می‌کند که مردم در آن نه امکان زندگی دارند و نه چشم‌انداز روشنی برای خروج از مشکلات می‌بینند. به اعتقاد او، فشار اقتصادی دیگر محدود به یک طبقه یا گروه شغلی خاص نیست؛ کشاورز، کارگر، کارمند، بازنشسته و کارگر روزمزد، حتی طبقه متوسط، هرکدام به شکل متفاوتی با افزایش هزینه‌ها مواجه‌اند.

این فعال کارگری در پایان به ناکارآمدی و مشکلات ساختاری اشاره می‌کند و می‌گوید: موضوعاتی مانند شایسته‌سالاری، مبارزه با فساد، امنیت شغلی، کنترل تورم و تأمین معیشت، از یکدیگر جدا نیستند. یک‌درصدی‌ها در بهشت زندگی می‌کنند و باکی از تورم ندارند، اما عامه‌ی مردم درگیر مشکلات لاینحل هستند.

تصویر روز
خبر های روز
پرطرفدار